ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمهء مصحح 16

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )

از اين عبارتها پيداست كه ميرزا مهدى خان تا چه حد به تاريخ وصاف بديدهء اعجاب مىنگريسته و كوشش خود را صرف آن كرده است كه در شيوهء تحرير پا بر جاى پاى شرف الدين عبد اللّه بگذارد ، و يا بقول خود او ، تحديا له خويشتن را برتر نشان دهد . وى در فقراتى از اين كتاب - كه از لحاظ كميّت قابل توجه است - استادى نشان داده ، امّا در عبارتهايى كه بتقليد وصاف نوشته و يا باصطلاح امروز از آن كپيه كرده است ، نه تنها امتيازى بر عبارت وصّاف ندارد بلكه تقليدى ناقص و سرقتى ناشيانه است . در عبارتهاى ذيل به خوبى مىتوان كيفيّت تقليد مؤلّف درّه را از وصاف و درجهء توفيق وى را در اين كار دريافت . تركيب اوّل معادن بود بصفات الوان و خواص ، متّصف گشت . . . ( تاريخ وصّاف چاپ گراورى ص 2 سطر 11 ) تركيب اوّل معادن بود ، كلك قدرتش بر آب زد گوهر ناب شد ( ص 3 كتاب حاضر ) . و اجرام علويات در ميدان شوق انوار جمال و مطالعهء جلاياء اسرار كمال او گوى صفت در خم چوگان تقدير گردان شد . ( تاريخ وصاف ص 2 سطر 6 ) اجرام علويات از غلوّ شوق انوار جمال جميل او جمله بر چرخ افتادند ( ص 2 كتاب حاضر ) چون نوبت تركيب به درجهء رابع رسيد معشر بشر را كه نوع الانواع بود از تربيت آباى فلكى و امّهات عنصرى در مشيمهء ارادت بمراتب تكوين و انشاء يوما فيوما حالا فحالا بگذرانيد ( وصاف ص 3 سطر 12 ) « 1 » چون بقدرت بىچون ترتيب . . . عالم امكان به درجهء رابع رسيد ، و به تأثير و تأثّر آباى اثيرى و امّهات عنصرى در مشيمهء مشيئت صورت آراى هيولاى نوع بشر گشته ( ص 12 كتاب حاضر )

--> ( 1 ) - و اين ديباچه كه در تاريخ وصاف آمده است ، متأثر از ديباچهء سندبادنامه است . رجوع به سندبادنامه تصحيح احمد آتش ص 2 - 3 شود .